در آن زمان بودا٬ آن سرور٬ در اوروویلا در ساحل نیرجیرا در پای درخت روشنایی اقامت داشت و اندکی پس از روشن شدگی آن سرور بود. آن سرور هفت روز پی در پی پای درخت روشنایی نشست و از شادمانی آزادی بهره مند شد.

آنگاه آن سرور در نخستین پاس شب درباره زنجیر عِلّی از بالا به پائین و هم از پائین به بالا به نظاره پرداخت:

از نادانی٬ کرمه ساز ها؛ از کرمه سازها، دانستگی؛ از دانستگی، نام و شکل؛ از نام و شکل، شش بنیاد حواس؛ از شش بنیاد، بساویدن؛ از بساویدن، احساس؛ از  احساس، تشنگی؛ از تشنگی، دلبستگی؛ از دلبستگی، وجود و از وجود، زائیده شدن. از زائیده شدن٬ پیری٬ مرگ٬ اندوه٬ زاری٬ رنج٬ غم و نومیدی برمیخیزد. چنین است پیدایش کل توده رنج.

همچنین: با ایست مطلق نادانی٬ ایست کرمه سازها؛ از ایست کرمه سازها٬ ایست دانستگی؛ از ایست دانستگی٬ ایست نام و شکل؛ با ایست نام و شکل٬ ایست شش بنیاد؛ با ایست بنیاد٬ ایست بساویدن؛ با ایست بساویدن؛ ایست احساس، با ایست احساس٬ ایست تشنگی٬ با ایست تشنگی٬ ایست دلبستگی؛ با ایست دلبستگی٬ ایست وجود٬ ایست زائیده شدن؛ با ایست زائیده شدن٬ پیری٬ مرگ٬  اندوه٬ زاری٬ رنج٬ غم و نومیدی می ایستد. چنین است ایست کامل توده رنج.