نوروز
فردوسی گوید چون جمشید همه خواسته ها برآورد دستور داد برای او تختی بسازند:
بفر کیانی یکی تخت ساخت / چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی٬ دیو برداشتی / زهامون بگردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا / نشسته برو شاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او / شگفتی فرومانده از بخت او
بجمشید بر گوهر افشانده اند / مران روز را روز نو خوانده اند

در فر ایزدی٬ نوروزتان فرخنده باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 14:10 توسط علیرضا
|