دیروز برای اولین بار -امسال- یه نم٬ بارون بارید! البته نه اینکه بارون بیاد حال کنیم !!! در همین حد که دل شیرازیا هم خوش بشه  بهر حال منو یاد پارسال انداخت که تا ۱۲ آذر بارون نبارید ولی صبح دوازدهم بارونی اومد که بیا و ببین! منم صبح زود (تایم سگ٬ سرباز و سپور) بیرون اومدم و واقعا خیس شدم. این صفحه سررسیدمه که شرح ما وقع رو توش نوشتم!!! البته به خط «علیرضائیک» 

 

آهان داش یادم میرفت در پاسخ به سوال استاد اشکان از «دووبای» والا این نوشته خاصی نیست مثلا قرار بوده شعر باشه! به این مضمون:

کس غنچه نهان شده در برگ نچیند / از بی حجابی است اگر عمر گل کم است!!!

حالا جدایه از اینکه این اصلا شعر نیست!!! خیلی هم مضحکه. آخه اگر گل دیده نشه که ارزشی نداره!